حالا برم یا که نرم !؟ ... بشکنم یا نشکنم ... !؟
این همه حساسیت از آن جایی شروع شده است که شده است ... این " شده است " هم بر می گردد به گرفتاری ای که ما آن را سیاست زدگی می نامیم ... این وبا زدگی ست و نه غرب زدگی ... شاید ... این " شاید " هم شده است راه فرار ما از همه مشکلات ... اما نه آن قدر که ما را بفریبد ... داشتم می گفتم همه از آن جایی شروع شد که ما سه نفر ... طاها ، یلدا ومن ، شروع کردیم به بحث ... از آن جایی که یلدا تکیه می کرد به یکی از کاندیداتورهایی که اگرچه برای من محترم بود اما در حد حداقل هایی که فکر هم می کردم و فکر می کنم نبود ... شاید ! اما برای این که هم نمونه ای داده باشم از نسلی که امروز با انتخابات دست و پنجه نرم می کند و هم نگران آینده است و هم نسلی از ما که دغدغه ای داریم و سال هاست بر آن پا فشاری می کنیم و هم برای آن ها که این گونه می اندیشند که کسانی که به زعم آن ها در سیاست و شرکت در روند اجتماعی جامعه ای مثل ایران منفعل هستند فقط به علت " نه " گفتن ... این ها را آورده ام و بعد هم می خواهم حرفی بزنم ... نه برای مخاطبی ... نه ... برای آن که می خواهم پس از این همه نا آرامی با این کلمه های به ظاهر افتاده ، به آرامشی هرچند سیاه برسم ... و همین ... حالا ببینیم چه شده است ... :
ذیل یادداشتی از محسن مخلباف به هواداری یکی از کاندیداتورها :
ع :
یلدا جان ، یلدای عزیز ، این متن رو خوندم ، می دونی کسانی که این حرف رو می زنن و از انتخابات چنین تحلیلی دارند کسانی هستند که حرف ما رو نشنیدند ! خوب دقت کن از اول 1- ما برای صفر یا صد در انتخابات شرکت می کنیم ؟ تحلیل ما تا به حال این بوده !؟ 2 - آیا برای نتیجه در انتخابات شرکت می کنیم ؟ 3 - آیا ما نمی دانستیم ... 1 از میان رای های داده نشده بیرون خواهد آمد !؟؟؟ما برای سلامت مزاج و تبرئه وجدان در انتخابات شرکت می کنیم !؟ مساله خیلی رنج آور تر از این حرف ها هست . بگذار آقای مخملباف وجدان خودش را راحت کند شاید باز هم بتواند در دولت آقای ... جایی برای ابراهیم نبوی پیدا کند ! فکر سنتی در رای دادن ؟ در کلیات ؟ خب این تحلیل ناقص هست ، این مساله این قدر ریشه داره که آقای مخملباف بدون اطلاع از این که فقط یک قسمتی از ترجمه را دارد بیان می کند بسنده کرده است .
آیا سینمای ما مگر خیلی مدرن است ؟ مساله بدفهمی و قیاس هست . وای خیلی آبکی هست تحلیل هاش . رای جمع کردن به چه قیمتی آخه !؟
نقل قول ها از ... به نظر شفاف تر است . من هم گفته بودم توی این یکی شک دارم . اگر ... خوب باشد بی شک وظیفه دارم به او رای بدهم اما حیف هنوز به این نتیجه نرسیدم . نقل از متن : " برای ریاست جمهوری ما یک چه گوارا می خواهیم که ضمنا گاندی باشد و در عین حال مسلمان و شبیه حضرت علی و در عین حال سکولار و حتی لائیک که در متن همه جریانات از اول انقلاب بوده باشد ، اما با هیچ کسی دوستی و یا مراوده و یا دشمنی نکرده باشد ، و خیلی هم با تجربه باشد . " خب این یعنی چی ؟ این اصلا می فهمه چی داره می گه !؟چه
بگویم من !؟ حیف !ی : اتفاقا خوب می فهمه چی داره می گه ! این استعاره هست برای مردم ایران ! یعنی تو واقعا متوجه حرفش نشدی ؟ نمونه مردم ایران همینه .
جوانهایی مثل خود تو و طاها نمونه ی بارز این مثالید . طاها سنگ دل آرا رو به سینه می زنه اما به خاتمی که می رسه ما می شیم قدر نشناس و کور . دیگه کارایی که طرف برامون انجام داده نمی بینیم فقط نقاط ضعفشو بزرگ و بزرگ و بزرگ تر می کنیم . با کلمه ی " حیف " ات به شدت موافقم ! حیف عباس جان ! حیف ! از اونجایی که قسم خوردم دیگه با شما دو نفر تو زندگی ام بحث نکنم ، کامنت دیگه ای اینجا اضافه نمی کنم. در ضمن آدم هایی مثل نبوی و مخملباف تعریف های عمیق تری از هنر و ادبیات دارند نسبت به ما . راجع به این مطمئن باش . رای جمع کردن به قیمت نجات یک مشت مردم که امروز متوجه نمی شن و بعد که فردا اومد غر می زنند و غر می زنند و غر می زنند .ع : اولا من
چی گفتم که قسم خوردی بحث نکنی !؟ جدا تعجب می کنم چرا !؟ من که حرف تندی نزدم ، بگذریم ؛ و اما بحث : خب مردم ایران اگر طرف مسلمان باشد کافی هست براشون ، دیگه احتیاج به بقیه اش نبود ! دوما بحث خاتمی نیست اصلا ، ما داریم این دوره رو می گیم ، تحلیل هامون هم با اون دوره فرق می کنه ، چطوری یلدا جان چنین نتیجه ای گرفتی ، خاتمی بحث دیگری داره . یلدا جان به مراتب دلیل های همین الان من برای شرکت در انتخابات از دلالیل این دو نفری ( نبوی و مخملباف ) که خواندم خیلی منطقی تر و به روز تر هست . این تحلیل ها به درد کسانی می خوره که اصلا حوزه سیاست رو درک نکردن ، یعنی مردم عادی ، اون هایی که صادقانه رای می دن و دلشون رو به این حرف ها می سپارند . یلدا جان اگر مردم ما به دلیل حرف هایی رای بدهند و بعد نتیجه عملی این حرف را نبینند و صد در صد هم نمی بینند ، اون وقت چی ؟ مسولیت این همه رای به عهده کیست ؟ صادقانه باید با مردم حرف زد ، این طوری نمی شه . بعدش هم مگه من به عنوان مخالف ... حرف زدم ؟ من مگه گفتم ... بد هست یا خوب هست ؟ من بر اساس شرایط حرفی زدم و مطمئن هستم اگر این نوشتار نبود و گفتار بود خیلی بهتر می تونستم حرفم رو برسونم . من مخالف ... نیستم ، از معدود شخصیت هایی هست که احترام دارد برای من ، اما آیا شرایط در کنار می توانند ما را به نتیجه واحد و مشترکی برسانند ؟ من نگرانم همین ، من همان روزهای اول گفتم تفکرت و انتخابت ارزشمند تر از این بگو مگو هاست .یلدا
جان هدف ما از این بحث ها چیست ؟ واقعا چی هست ؟ هیچ متوجه هستی در این بحث چه چیزی دارد قربانی می شود ؟ واقعا متوجه هستی ؟ می گیری من چی می گم ؟ این نکته از هر مسئله ای که این جا مطرح می شه مهم تر هست ، ما که با هم در این یکی حتما هم جهت هستیم اگر متفاوتیم حتی . جواب من رو نمی خوای بدی عزیز!؟ هیم :(ی : چی بگم عباس جان ؟! حرفت درست و محترم !
ع : چی ؟ یعنی این بحث تمومه ؟!
نمی
دونم به خدا ... فقط جدا از همه بحث ها می خوام بدونم متوجه شدی هدف این بحث چیه ؟ واقعا چی داره قربانی می شه ؟ آیا آنچه دارد قربانی می شود در برابر این دلخوری های ما ارزشی داره ؟ من اصلا قصد قانع کردن تو رو ندارم یلدا جان ، فقط این هدفه مهمه ، این که چی چیز داره قربانی می شه مهمه ، میشه بگی چی هست ؟ این همه این اختلاف ها رو توجیه می کنه . 2ذیل نقل عبارتی از یکی از کاندیداتورها توسط من 3 :
ی : اگر بخوایم از هر کاندیدایی سوتی بگیریم برای خراب کردنش ، باید یک طومار از بقیه کاندیداها چاپ کنیم ، مساله بین بد و بدتر انتخاب کردن هست ، یعنی شما می خوای به ... یا ... رای بدی ؟! در ضمن ... نکته های مثبت زیادی هم داره ، دلم نمی خواد سر این چیزا با شما دو تا بحث کنم ، گرچه می دونم طاها دوست داره این کارو !ط : یعنی چی
دلم نمی خواد بحث کنم ؟ به نظرت درسته که آدم بشینه سر جاش و بگه هر چی من بگم درسته و حاضر نیستم سر هیچ چیز با کسی بحث کنم ؟ خوب دختر جان در بحث هاست که آدم متوجه درست یا غلط بودن استدلال ها و فکرش میشه. اصلا از کجا معلوم ؟ شاید بحث کردیم و ما به این نتیجه رسیدیم که ما اشتباه می کنیم . ع : یلدا جان به خودی خود که بحث ایراد نداره ، اما درباره ... بگم این سوتی نیست عزیز من ، این یعنی این آقا هم دقیقا مثل بقیه و از همه شبیه تر به ... داره از همه نیرو ها به نفع خودش استفاده می کنه ، اگر اعتقاد نداره به بسیج چرا عنوان می کنه ؟؟؟ اگه داره پس تکلیف ما با همچین آدمی مشخص هست ، پس یک کاندیدا اگر الان و پیش از انتخابات با مردم صادق نباشه پس کی می خواد باشه ؟ وقتی به قدرت رسید ؟ تز بقیه رو هم نمی گیم چون وضعیت اون ها مشخص هست ، فقط همین یکی هست که داره بیشتر از بقیه کذب می گه ، یلدا جان دقت کن این آقا در چه شرایطی داره چه اظهار نظرهایی می کنه ، حقیقت چیزی غیر از حرف های ایشان هست . در مورد بد و بدتر هم بگم چرا چیزی که بد هست انتخاب کنیم ، این بد و بدتر هم تز همین هاست برای کشاندن مردم به پای صندوق . بد ، بد هست . نیازی به پایین آوردن سطح اخلاق در جامعه برای انتخاب بین دو گزینه بد وجود نداره ، این ها یک تمرین برای به تنزل کشیدن انسانیت و اخلاق در جامعه هست و باید حواسمون رو جمع کنیم و تن به این کار و این نوع انتخاب ندیم .ط : آخرین
قسمت حرفت بد جوری چسبید . "این ها یک تمرین برای به تنزل کشیدن انسانیت در جامعه هست" آفرین . ی : رای ندادن هیچ پتکی بر سر هیچ کسی نیست عباس جان . گرچه با بخشی از حرفهات موافقم اما من به این آدم به دلایل خودم امید دارم . شاید امیدم بعد از انتخابش بر باد رود . هیچ قطعیتی نیست . اما الان من دوست دارم این آدم رئیس جمهور شود . حتی بیشتر از ... می دانی چرا ؟ من نگران ... بودم . سالها پیش که در دانشگاه تهران سخنرانی می کرد و جوانها به او توهین مستقیم می کردند ، لحظه ای بود که شناختم از ملتی که در آن هستم بیشتر شد . جوانهایی که آنجا معتقد بودند ... هیچ کاری نکرده ، نمی دانستند که همان روز قبل لایحه ای که برای آزادی مطبوعات داده توسط نامه ای از شخص ... رد شده است . نمی دانستند که اگر الان انرژی هسته ای داریم فرایند روزهای ... است و ... تنها دارد نتیجه های دولت های قبل را به نفع خودش جمع می کند . من از اینکه ... دوباره به باد بی احترامی گرفته شود ترس داشتم ؛ و در ضمن مخالفان شدید ... هم در دولت دوباره وضع را به همان آش و همان کاسه تبدیل می کردند . اما ... کمی متعادل تر رفتار می کند . حتی اگر کذب می گوید بخاطر سیاستی است که الان به آن محتاج است . مهر تایید ... بر او هم نشانه ی پذیرش شخصیت اوست . و خیلی چیزهای دیگر ، من رای می دهم عباس .ط : یلدا
همه ی این حرف هایت نشان از آن دارد که نه از سیاست چیزی می فهمی و نه از آن چه پیرامونت می گذرد. در ضمن با احساساتی بودن هیچ چیز به دست نمی آید . از همین 3 مطلب آخر به راحتی می شود فهمید که چه قدر احساساتی برخورد می کنی با مقوله هایی فوق العاده علمی . توهین دانش جویان به ... کار درستی نبود اما ... هم آن چه که تو می گی نبود . ... همان کسی بود که بین نظام و مردم اولی را انتخاب کرد . به مردمش و به بیش از 20 میلیون رای پشت کرد . ... ترسو بود . پشت وزیر کشور خودش را خالی کرد . پشت دانش جویان را در ماجرای 18 تیر خالی کرد . به طوری که تنها یک سرباز به جرم دزدیدن ریش تراش تنها محکوم شد . ی : طاها ؟؟ ممنون !!! خب تمام شد دیگر ؟ مثلا الان شما دو نفر مرا راضی کردید ؟( به سبک بی احترامی ) . به خاطر اختلاف عقیده هم من نفهم هستم و شما فهمیده !!! به خاطر همین شکسته شدن مرزهاست که دلم نمی خواد با شما دو نفر بحث کنم ... . ط : ... به مردم قول داد تا دست های پشت پرده قتل های زنجیره ای را بر ملا سازد و تا زمانی که همه به مجازات نرسند دست بر ندارد . چه شد اما ؟ زمانی که هشدارش دادند سر جایش نشست . ... همان بود که 20 دقیقه در دستشویی سازمان ملل خود را محبوس کرد که کلینتون حوصله اش سر رود و عطای ملاقات با ... را به لقایش ببخشد .ی : ! .
ط :
ضمنا در این مطالبت هم هیچ دلیل قانع کننده ای برای شرکت در انتخابات نیاوردی . صرفا بیان کردی که من دلایل خود را دارم و نمی خواهم ... فلان شود و بهمان شود. همه چیز احساسی هست و امان از ذره ای استدلال . بحث سیاسی را هم بلد نیستی یلدا جان . شاید به همین دلیل هر بار که پیش آمده یا برخورد تند کردی یا قایم شدی . این تیکه یعنی چه ؟ : " حتی اگر کذب می گوید بخاطر سیاستی است که الان به آن محتاج است" یعنی فعلا دارد دروغ می گوید تا بعد از این که انتخاب شد راستش را بگوید و کار درست کند ؟ این را که به شما گفته ؟ ... چه کاره ی توست که حتی مورد کذب هایش را هم بدانی ؟ کدام تایید ؟ کدام ضمانت تو را این قدر مطمئن می کند ؟ کدام کاندیدایی در طول تاریخ قبل از انتخاب بدتر گفته تا بعد از رای آوردن بهتر انجام دهد ؟ و این : "اما ... کمی متعادل تر رفتار می کند . " این هم بی معنیست . متعادل تر یعنی چه ؟ یعنی بیشتر هوای بسیج را دارد . بیشتر هوای رهبر را دارد . بیشتر بالاخره زنش عقاید اسلامی قرآنی ترویج می دهد . بیشتر ، دختر جان متعادل تر به چه سمتی ؟ یعنی الان باید خوشحال باشیم که یک نفر از ... کمتر " اصلاح طلب " تر است ؟ یلدای عزیز چرا باز احساساتی برخورد می کنی ؟ حرمت شکستن کجا بود ؟ من یک نتیجه گیری فوق العاده ساده از حرف های تو کردم . حالا نتیجه گیری من اشتباه است ؟ بسیار خب . بیا و اثبات کن که اشتباه می کنم یا اشتباه می کنیم ، من هم حرفم را پس بگیرم . از آن گذشته در عالم رفاقت که بحث نمی کنیم که هوای هم را داشته باشیم .ع : سلام به هردو ، یلدای عزیز و طاهای عزیز ، من نبودم چه خبر شده ؟! باز بچه هام به جون هم افتادن !؟ یلدای عزیز من به یاد ندارم کوچکترین توهینی به تو کرده باشم ، اگر چیزی هست مستحق این هستم که از تو عذر خواهی کنم ، اما درباره بحث باز هم یلدای عزیز من به هیچ عنوان قصد نصیحت ندارم که بخوام از بحثم نتیجه بگیرم ، تنها نتیجه این بحث ها تمرین برای تحمل یکدیگر و تحمل مخالف هست همین، بقیه مسائل درجه چندم هستند . ما فقط داریم یک تمرین کوچک می کنیم . اتفاقا من و طاها هم مطمئن هستیم و همین طور خیلی خوشحال هستیم که توی این جماعت چند ملیونی و در این فضای موجود بین خانم ها و پسرهای ایرانی ، یک دختر خانم این قدر مشتاقانه و با حوصله و دقت در مسائل سیاسی بحث می کنه و این رو بدون تعارف و یا جنبه های بد دیگرش می گم . از طرفی اما این بحث اگر می خواد کسی رو ناراحت کنه بهتر هست نباشه چون چنین قصدی نیست و احترام همه با همه شرایط بحث تا همیشه برقرار هست و الزاما رعایت می شه .
اما خود
بحث یلدا جان من قصد قانع کردن تو رو ندارم تو حتی اگر به ... هم رای بدی باز هم همین قدر ارزش خوب داری چون به هر حال تحقیق کردی و خودت به این نتیجه رسیدی و مثل بقیه تحت تاثیر نبودی ... آن چه من دارم می گم برداشت یکی از میلیون ها نفری هست که با مساله انتخابات و سرنوشت ایران عزیز دارد دست و پنجه نرم می کند و شدیدا نگران هست ، اما در عین حال امکان دارد طرز تفکر و استدلال من غلط هم باشه ، ما توی جامعه ای هستیم که متاسفانه ارزش های انسانی از حقوق بشر گرفته تا عالی ترین ارزش های اخلاقی بومی به طریق فاجعه بار و زیرکانه ای ، تحقیر شدن و حدود آن ها بسیار از حدود انسانی کاهش پیدا کردند . پیش از انتخاب برای هر امری و از همه مهمتر ایران عزیز باید این ارزش ها رو ملاک قرار بدیم ، حرف من فقط این هست ، حتی مساله بد و بدتر رو عزیز من خودت مطرح کردی من که اصلا به این واژها و عبارت ها اعتقادی ندارم ، به علت همون توضیح بالا ، گذشته از این امروز که روزنامه رو می خوندم با خودم فکر کردم نکند ما بین گزینه خوب و بد باشیم و تا آخر متوجه نشیم ، شاید ... خوب باشه و بقیه بد و نه این بد باشه و بقیه بدتر ، شاید، شاید ، شاید ، نمی دانم . با این شرایط به گمانم بهتر است از زاویه های دیگر هم با این مساله روبرو شد اما ازهر دری وارد بشیم ، این رو بدون و باور داشته باش که ارزش این خاک از جان ملتش ارزشمند تر است ، به قول فردوسی حکیم : " چو ایران نباشد تن من مباد ... بر این مرز و بوم زنده یک تن مباد ."و طاهای عزیز به حرف های تو اعتقاد دارم با دلایلی که دیشب در کافه به هم به بحث گذاشتیم و امشب ادامه خواهیم داد ، از این بحث بسیار خوشم آمد ، زبان بحث رو گنگ نکنید و تا آخر بمانید ، فدای شما .شما دو
تا چرا سکوت کردید !؟ قرار نبود این جوری پیش بره هان ! 4
" فرس کشته از بس که شب رانده است
سحرگه پریشان و درمانده است "
ضمن مرور دوباره این بحث ها برای خودم هم بسیار تعجب داشت چرا افرادی مثل ما در هر سطحی در این مباحث همیشه دچار بن بست و درگیری های لفظی می شوند !؟ و واقعا ما در این بحث دائما داریم چه چیز را از دست می دهیم !؟ و چه چیز را به دست می آوریم !؟ به عبارت دیگر دست آورد و دست نیاورد ما چیست !؟
از طرفی جامعه ما جدا از شواهد غالبی موجود و تجربه ترجمه شده و رسیده و نرسیده کشورهای جهان دیگر، چه وقت و چگونه می خواهد از جامعه خودش آغاز کند و مواد خام تجزیه و تحلیل را از همین جامعه بگیرد و از همین فرهنگ ، همین ملیت و همین خاک !؟ من معتقد هستم در هیچ شرایطی و بنابر هیچ مصلحتی ما حق مصالحه بر سر اخلاق را نخواهیم داشت ( این بحث را می گذارم برای آخر که می خواهم جمع بندی و نتیجه گیری کنم ...) .
اما می خواهم پس از عنوان کلیدی چند موضوع ( در خصوص مناظره ها ) که البته به ذهن من رسیده است وارد نتیجه گیری خودم بشوم :
۱- در روند بحث ها و مناظره ها بارها دیده می شود به جز یک مورد هیچ کدام از کاندیداتورها نیز خود را ملزم به رعایت اخلاق در بحث نمی کند و آن یکی بنده خدا هم آن قدر شرایط اخلاقی را تحت تاثیر قرار می دهد ! که گویی می خواهد از آن ور سقوط کند !
۲- برنامه و چشم اندازه چهارساله هیچ کدام به صورت علمی طرح و اعلام نمی شود و صحنه مناظره به جای آن که صحنه به چالش کشیدن مباحث و برنامه های تدوین شده باشد ، صحنه بگو مگو و متهم کردن هاست .
۳- مباحث مطروحه بیشتر جنبه شعاری دارد ... به عنوان مثال هیچ کدام از کاندیداتورها نمی گوید من می خواهم چه کاری بکنم ... بلکه می گوید باید این کار را بکنیم ... خب چطوری باید !؟ با چه روشی باید کاری را کرد !؟
۴- آیا با شلوغ کردن صحنه می شود رای مردم را از صندوق در آورد !؟ منظورم این نیست که رای مردم از صندوق بیرون نمی آید ... اما چه شرایطی رای مردم را می سازد !؟ احساس من بر این است که نتیجه مناظره ها همین طورکه در خود مناظره ها معلوم و مشهود هست ، در میان جامعه ما که هر شب برای مشت کوبیدن به دیوارهایی که آزادی را محبوس کرده است به خیابان می ریزد ، در این جمعیت و سیلی که ناگهان می آید و ناگهان می رود هم معلوم و مشهود است ، ملت ایران و مردم عزیز ما هنوز وارد این مرحله از ارتقا اخلاقی برای بیان عقاید خود نشده است ، گرچه خیلی رشد داشتیم نسبت به سال های پیش اما هنوز ملت در آستانه حداقل هم برای شروع چنین تلاشی قرار نگرفته است ... .
۵- به مراتب شخصیت تمام کاندیداتورها ( هر چهار نفر ) پیش و بیش از دوره های قبل در دسترس ترو شناخته شده تر هست ... مثل معروف قدیمی هست که : " تا مرد سخن نگفته باشد... عیب و هنرش نهفته باشد " و حالا هم که همه این ها دارند همه چیز را به بدترین روش ممکن می گویند ... البته من همان یکی را مستثنی می کنم اما آن هم که دارد از آن ور می افتد ...
۶- پس از بحث مساله اخلاق همه کاندیداتورها بدون استثنا نمی دانند باید برای ایراد کردن از طرف مقابل به طرح چه مساله اساسی بپردازند ! انگار نباید خیلی از مسائل پیش پا افتاده تر اما ملموس تر و تعیین کننده تر را مطرح کرد !
و اما ما ( چون روی صحبت من با کسانی هست که هنوز به قطعیت نرسیده اند و اگر رسیده اند جسارت مرور و سنجش دوباره خواسته ها و مرز بندی ایده آل ها و شرایط موجود را دارند ) ما در این شرایط که به نظر نگارنده هنوز در حد ایجاد مشارکت عمومی نمی باشد چه باید بکنیم ... بی شک من هرگز نه می توانم و نه قصد جواب به این سوال را دارم ... اما این باید و چگونه باید مساله اساسی امروز ما هست و پاسخ تک تک شعورهای انسانی به آن راهی است به رهایی ... شاید .
جامعه این چند روز شدیدا بی ثبات شده است و آن چه به نام مشارکت و جنبش مردمی در انتخابات و در سطح خیابان ها مطرح است و دیده می شود ، فقط تلاشی برای خالی کردن خود از عقده ای است که گلوی همه ما را آزرده است : " آزادی " نداشتن آزادی در حد حداقل های ممکن حتی ، باعث متبلور شدن آن چیزی شده است که از نظر تئوری ما اعتقادی به آن نداریم و آن ایجاد شور بدون داشتن پشتوانه نظری برای گذر از دوره گذار است ...
به قول فردوسی حکیم :
" نباشی بس ایمن به بازوی خویش
خورد گاو نادان ز پهلوی خویش "
قصد طولانی کردن سخنم رو ندارم ... پیش تر گفتم ما هرگز و تحت هر شرایطی چون انسان هستیم برای هیچ مصلحتی بر سر اخلاق مصالحه نباید بکنیم ، شاید امروز تنها راهی که هر انسانی و هر فرد از جامعه در دسترسش هست که می تواند با آن از تمامی دشواری ها و پیچیدگی های شرایط موجود بگذرد و نتیجه ای بگیرد داشتن اخلاق هست ... اخلاق نه به معنای حرفه ای آن ... اخلاق به معنای آن چه هر فرد انسانی بی واسطه دریافت می کند ... اگر به هر انتخابی که دست می یازیم از فیلتر اخلاق عبور کنیم آن گاه بی هیچ شکی و در هر شرایطی تلاشی کرده ایم برای بالا کشیدن حداقل های این جامعه ی رو به سقوط . و در سراشیبی تند گذرگاه های امروز ، حفظ اخلاق می تواند ما را به سمتی از روشنی رهنمون سازد ... شاید امروز و در این دوره اخلاق بهترین معیار تعیین کننده برای انجام مسئولیت و مشارکت های اجتماعی باشد و هر نتیجه و تصمیمی در آن نشانه انفعال و عقب نشینی نه تنها نیست بلکه تنها راه برای به دست آوردن آزادی ای هست که هر روز سرگردان به دنبال آن هستیم ...
" اقوام روزگار به اخلاق زنده اند
قومی که گشت فاقد اخلاق مردنی ست "
...
از زبان فردوسی حکیم درباره ایران عزیز یادم آمد که :
" همه جای جنگی سواران بدی
نشستنگه شهریاران بدی
کنون جای سختی و جای بلاست
نشستنگه تیز چنگ اژدهاست "
والسلام .
پانوشت :۱- تمامی " ... " ها در مطالبی که بین طاها ، یلدا و من بحث شده است مربوی به اسم کاندیداتورها و یا شخصیت های نظام می باشد . حذف اسامی نه به علت محافظه کاری بلکه فقط به علت پرهیز از هرگونه تبلیغ حتی به صورت نا خواسته بوده است .
۲- تمامی مطالب نقل شده به طور کامل می باشد و هیچ گونه دخل و تصرفی صورت نگرفته است ... ضمنا مطالب و بحث هایی از طاها از سایت پاک شده بود که هر چه تلاش کردیم نتوانستیم دوباره آنها را بازآفرینیم .
۳- عبارتی بوده است از یکی از کاندیداتورها در تعریف از بسیج .
۴ - پایان بحث ها به صورت غیر منتظره ... همان که من از آن به عنوان توان حداقل یاد می کنم .
